سورپرایز مدرسه
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 15:45
روز اول پیش دبستان فرهامم با کلی عشق و ذوق رفت مدرسه و خیلی خوشحال از ما خواست بریم سرکارمونما هم براش یه جشن کوچولوی سورپرایزی گرفتیم با کمک مریم جون که فرهام اصلا در جریان نبودشبی که اولین روزاز مدرسه برگشت تو خونه بابا علی اینا با کیکی که براش سفارش داده بودیم و کلی هدیه های خوشگل ورودش به دنیای ...
دنیای شیش سالگی
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 15:45
دقیقا ده روز دیگه پسرکم 6 ساله میشه و من به یمن حضور پربرکتش 6 ساله که نام مادر رو ازش وامدارم.... خدایا سپاس..... هر سالی که میگذره و تولد فرهامم نزدیک میشه حس عجیبی میاد سراغم...نمی دونم تا چند سالگیش ولی امسال هم حس قاتی خوشحال و غمگین با هم دارم.دلم نمیخواد کودکانه هات تموم بشه پسرم دلم میخواد ز...
تولد شیش سالگی
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 15:45
جشن 6 سالگی فرهام عزیز دلمون با تم فایر من سام (به انتخاب و اصراررر خودش) خیلیییی خوشحالش کرد چون کنار دوستای جدید مدرسه و کلاس موسیقی،تو یه پارک خوب با حضور عمو موسیقی و خاله پری بقدری بهش خوش گذشت که تا چند روز فقط می گفت مامان مرسی که تولد به این خوبی برام گرفتی،بهترین تولدم بود که بهم خیلی خوش گ...
خواهر و برادری جوجه های دوست داشتنیم
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 15:45
زبونم از وصف مهربونیه فرهامم به خواهرش قاصره واقعا واقعا....نمیتونم بگم که چقدر خوشحالم و افتخار میکنم به داشتن این پسر خوب و برادر بینظیر + نوشته شده توسط مامان فاطمه در شنبه چهارم آذر ۱۳۹۶ و ساعت 13:17 |
برای یکدانه ام
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 12:26
زود بزرگ نشو مادر،کودکیت را بی حساب می خواهم و در پناهش جوانیم را! زودبزرگ نشو فرزندم!قهقهه بزن،جیغ بکش،گریه کن،لوس شو،بچگی کن،ولی زودبزرگ نشو. تمام هستی من! آرام آرام پیش برو ،آن سوی سن و سال هیچ خبری نیست گلم.هر چه جلوتر میروی همه چیز تندتر از تو
تولد پنج سالگی فرهامم
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 12:26
پسر خوش تیپ ما پنجمین پاییز زندگیشو به خواست و اصرار خودش توی مهدش و کنار دوستاش جشن گرفت(البته یکی از تولداشو،چون تو خونه و با خونواده یه تولد کوچولوی دیگه هم داشت).باورم نمیشه پسرم اونقدر بزرگ شده که خودش تم تولد انتخاب کنه و همه کاراشو خودش انجام
پسر پرتلاش دوست داشتنی ما
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 12:26
فرهام جون چند روز پیش به عنوان استعداد برتر توی باشگاه ژیمناستیکش که دو ماهی میشه شروع کرده انتخاب شد و به کلاس ویژه ای که تشکیل شده بود برای بچه های پرتلاش تر رفت و این موضوع بیشتر از همه بابا مقداد و دایی جون حسن و بابا علی رو به اوج آسمانها کشوند
به بهانه روز مادر...
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 12:26
مادر که میشوی...تمام زندگی ات پر میشود از التماس و خواهش از خدا برای عاقبت بخیر شدن فرزندت... مادر که میشوی...بهترین هدیه برایت میشود سلامتی جسم و روح فرزندت... مادر که میشوی...بیشتر فکر میکنی به مادرت،مادربزرگت و مادر مادربزرگت و اینکه آنها چه سختی
برای فرهامم
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 12:26
پسر داشتن حس شیرینیه که من تجربه اش کردم و بارها خدا رو به خاطرش شکر میکنم.... دنیای معصوم وکودکانه اش به من که یک زن هستم حس آرامش عجیبی میده.... وقتی که از همه مرد های زندگیم نا امید میشم و به یه گوشه پناه میبرم، یه مرد کوچولو میاد پیشم که نه شوهر
5تا 6 سالگی فرهام جااانم
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 12:26
اینروزا آقا فرهام ما بقول خودش مرد بزرگ شده و احساس میکنم دوران بچگی و داره پشت سر میذارهفرهامم! اگه بدونی هر باری که نگات میکنم چقدر به خودم میبالم و بهت افتخار میکنم و شاکرم خدای مهربون که شما رو بهم دادهپسر دوست داشتنیه من! وقتی مهربونی و رفتارت
تجربه جدید...ورود به دنیای مدرسه
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 12:26
اول مهر 1396 امروز یه تکه بزرگی از وجودمو به دست مدرسه سپردم تا زندگی کردن بدون ما رو یاد بگیره و خودشو دریابه... مادر بودن سخته،هم وابستگیهاش هم دل کندنهاش... آرزو میکنم خدا محافظ و نگهدار همه بچه های دنیا باشه + نوشته شده توسط مامان فاطمه در پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۶ و ساعت 8:19 |
جشن ورود به مدرسه فرهامم
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 12:26
فرهامم! ورودت به دنیای مدرسه مبارکت باشه عزیز دل مادر!آرزوم اینه که فقط شاد باشی و لذت ببری از روزهای قشنگت و تجربه های جدید و قشنگی داشته باشی،یک دونه بی همتای من!همیشه اینو یادت بمونه که من و بابا به وجود نازنین خودت افتخار میکنیم و چیزی که برامون