روز اول پیش دبستان فرهامم با کلی عشق و ذوق رفت مدرسه و خیلی خوشحال از ما خواست بریم سرکارمونما هم براش یه جشن کوچولوی سورپرایزی گرفتیم با کمک مریم جون که فرهام اصلا در جریان نبودشبی که اولین روزاز مدرسه برگشت تو خونه بابا علی اینا با کیکی که براش سفارش داده بودیم و کلی هدیه های خوشگل ورودش به دنیای مدرسه رو با یه خاطره خوب براش موندگار کردیم و خودشم واقعا هیجان زده شد چون از تولدشم بیشتر هدیه گرفت
و اسکار بهترین هدیه هم میرسه به این کتاب مخصوص فرهام جانمان که اختصاصی برای خود خودش نوشته شده با اسم خودش
+ نوشته شده توسط مامان فاطمه در پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۶ و ساعت
10:1 |
برچسب:
نویسنده: رادین کاشانی
دقیقا ده روز دیگه پسرکم 6 ساله میشه و من به یمن حضور پربرکتش 6 ساله که نام مادر رو ازش وامدارم....
خدایا سپاس.....
هر سالی که میگذره و تولد فرهامم نزدیک میشه حس عجیبی میاد سراغم...نمی دونم تا چند سالگیش ولی امسال هم حس قاتی خوشحال و غمگین با هم دارم.دلم نمیخواد کودکانه هات تموم بشه پسرم دلم میخواد زمان یکم آرومتر بره تو همین سن دیگه نگه دارم بتونم بیشتر از بودنت از حضور مهربونت از خنده های از ته دلت از بازی کردن های لذتبخش باهات و دور زدنات که منو میّیچونی تو بازیها،از حرف زدن و صدای قشنگت که پشت تلفن وقتی توی اداره بهم زنگ میزنی بدون اغراق همه خستگی و یجا ازم دور میکنه صدای مهربونت و حرفای آرام بخشت...دلم میخواد همینجا یه استپ بزنم رو زمان و فقط بتونم لذت ببرم از روزای کودکیت و بهت افتخار کنم با تمااام وجودم...
از طرفی خوشحالم دردونه من جلو چشام داره قد میکشه بزرگ میشه عاقل تر میشه و از دوران کودکی وارد نونهالی میشه.خدایا یک دنیااا سپاس...
عاشقتم نونهال جنتل منم.تولدت هزار بار مبارک عزیزترینم
+ نوشته شده توسط مامان فاطمه در پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۶ و ساعت
10:58 |
برچسب:
نویسنده: رادین کاشانی
جشن 6 سالگی فرهام عزیز دلمون با تم فایر من سام (به انتخاب و اصراررر خودش) خیلیییی خوشحالش کرد چون کنار دوستای جدید مدرسه و کلاس موسیقی،تو یه پارک خوب با حضور عمو موسیقی و خاله پری بقدری بهش خوش گذشت که تا چند روز فقط می گفت مامان مرسی که تولد به این خوبی برام گرفتی،بهترین تولدم بود که بهم خیلی خوش گذشتهمین هیجان بعد از چند از روز از تولدش واسم یه دنیا بود که اینقدر پسرم شاد شده و بهش خوش گذشته.
دوست دارم عزیز دل مادربهت افتخار میکنم جنتل من مادرتولدت هزااارررر بار مبارک بهترینِ مااادررر
اینم اتاق فرهام جان ما شب بعد از تولد
+ نوشته شده توسط مامان فاطمه در سه شنبه سی ام آبان ۱۳۹۶ و ساعت
11:32 |
برچسب:
نویسنده: رادین کاشانی
زبونم از وصف مهربونیه فرهامم به خواهرش قاصره واقعا واقعا....نمیتونم بگم که چقدر خوشحالم و افتخار میکنم به داشتن این پسر خوب و برادر بینظیر
+ نوشته شده توسط مامان فاطمه در شنبه چهارم آذر ۱۳۹۶ و ساعت
13:17 |
برچسب:
نویسنده: رادین کاشانی
برچسب:
نویسنده: رادین کاشانی
پسر خوش تیپ ما پنجمین پاییز زندگیشو به خواست و اصرار خودش توی مهدش و کنار دوستاش جشن گرفت(البته یکی از تولداشو،چون تو خونه و با خونواده یه تولد کوچولوی دیگه هم داشت).باورم نمیشه پسرم اونقدر بزرگ شده که خودش تم تولد انتخاب کنه و همه کاراشو خودش انجام
برچسب:
نویسنده: رادین کاشانی
فرهام جون چند روز پیش به عنوان استعداد برتر توی باشگاه ژیمناستیکش که دو ماهی میشه شروع کرده انتخاب شد و به کلاس ویژه ای که تشکیل شده بود برای بچه های پرتلاش تر رفت و این موضوع بیشتر از همه بابا مقداد و دایی جون حسن و بابا علی رو به اوج آسمانها کشوند
برچسب:
نویسنده: رادین کاشانی
برچسب:
نویسنده: رادین کاشانی
برچسب:
نویسنده: رادین کاشانی
اینروزا آقا فرهام ما بقول خودش مرد بزرگ شده و احساس میکنم دوران بچگی و داره پشت سر میذارهفرهامم! اگه بدونی هر باری که نگات میکنم چقدر به خودم میبالم و بهت افتخار میکنم و شاکرم خدای مهربون که شما رو بهم دادهپسر دوست داشتنیه من! وقتی مهربونی و رفتارت
برچسب:
نویسنده: رادین کاشانی
اول مهر 1396
امروز یه تکه بزرگی از وجودمو به دست مدرسه سپردم تا زندگی کردن بدون ما رو یاد بگیره و خودشو دریابه...
مادر بودن سخته،هم وابستگیهاش هم دل کندنهاش...
آرزو میکنم خدا محافظ و نگهدار همه بچه های دنیا باشه
+ نوشته شده توسط مامان فاطمه در پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۶ و ساعت 8:19 |
برچسب: جدیدورود,
نویسنده: رادین کاشانی
فرهامم! ورودت به دنیای مدرسه مبارکت باشه عزیز دل مادر!آرزوم اینه که فقط شاد باشی و لذت ببری از روزهای قشنگت و تجربه های جدید و قشنگی داشته باشی،یک دونه بی همتای من!همیشه اینو یادت بمونه که من و بابا به وجود نازنین خودت افتخار میکنیم و چیزی که برامون
برچسب:
نویسنده: رادین کاشانی