خرید بک لینک
پسر خوش تیپ ما پنجمین پاییز زندگیشو به خواست و اصرار خودش توی مهدش و کنار دوستاش جشن گرفت(البته یکی از تولداشو،چون تو خونه و با خونواده یه تولد کوچولوی دیگه هم داشت).باورم نمیشه پسرم اونقدر بزرگ شده که خودش تم تولد انتخاب کنه و همه کاراشو خودش انجام بده.بخاطر علاقه زیاد فرهام به لباس تیم بارسلونا تمش همین بود و کلی کنار دوستاش بازی کرد و خوش گذروند.

روز تولد فرهام خیلی حس عجیبی داشتم؛هم خیلی خوشحال بودم که یه تکه از قلبم و وجودم بیرون از من جلو چشام داره قد میکشه و بزرگ میشه و واسه خودش مردی میشه و به خودم میبالیدم با دیدنش و هم اینکه دلم گرفته بود که چقدر زود پسر کوچولوی جذابم اینقدر بزرگ شده و دیگه زیاد تو بغلم جا نمیشه؛دلم میخواد زندگی و بزنم رو استاپ و از این روزای گل های نازی که خدای مهربون بهم داده بیشتر استفاده کنم و لذت ببرم.دلم برای این روزاشون تنگ میشه، واسه صدای دلنشینش مخصوصا وقتی تلفنی باهام حرف میزنه ،واسه شیطنت هاش،حرفای شیرینش،بازی کردنامون،مهربونیاش و عشق دادنش بهمون و خیلیییی چیزای قشنگ دیگش

خدای مهربووونم مرسی که منو لایق داشتن قشنگترین هدیه هات دونستی.

فرهامم،پسر گلم مرسی که به این دنیا اومدی مرسی که ما رو به عنوان مادر و پدرت انتخاب کردی،مرسی که اینقدر خوب و مهربون و شیرین و دوست داشتنی هستی.همیشه عمرم به وجودت به بودنت به داشتنت افتخار میکنم عزیزترینم.

خدایا شکرت شکرت شکرت....

+ نوشته شده توسط مامان فاطمه در پنجشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۵ و ساعت 12:46 |

برچسب: نویسنده: رادین کاشانی تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 12:26

صفحه بندی